الملا فتح الله الكاشاني

395

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

را بميامن توبه و اعمال صالحه در صحيفه بحسنات بدل فرمايد * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خداى * ( غَفُوراً ) * آمرزندهء گناهان بتوبه * ( رَحِيماً ) * مهربان بر ايشان باثبات توبه در دل ايشان و تبديل سيئات بحسنات به ميمنت توبه و طاعت ايشان از ابن عباس مرويست كه دو سال ما در عهد رسول ( ص ) آيه وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّه ميخوانديم تا بقوله وَيَخْلُدْ فِيه مُهاناً بعد از دو سال اين آيه آمد كه * ( إِلَّا مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صالِحاً ) * تا آخر و رسول به هيچ چيز چنان خرم نشد كه به اين آيه و آيهء إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً * ( وَمَنْ تابَ ) * و هر كه توبه كند از معاصى يعنى ترك آن نمايد و از آن نادم شده جازم شود كه ذكر آن را نكند * ( وَعَمِلَ صالِحاً ) * و بكند كار ستوده به جهت تلافى ما فات و تدارك تقصيرى كه از او واقع شده و يا هر كه بيرون آيد از معصيت و داخل شود در طاعت * ( فَإِنَّه يَتُوبُ إِلَى اللَّه ) * پس بدرستى كه او بازگردد بسوى ثواب خدا * ( مَتاباً ) * بازگشتى نيكو و يا بدرستى كه او رجوع كرده باشد بطاعات و مرضات الهى رجوعى پسنديده كه ماحى عقاب و محصل ثواب او است و يا او بازگشته بخدايى كه دوست ميدارد تايبان را و آنچه مستوجب آنند به ايشان ميدهد و در كلام بعضى از اكابر علما واقع شده كه ( اللَّه افرح بتوبة العبد من المضل الواجد و الظمان الوارد و العقيم الوالد ) يعنى حقتعالى فرحناكتر است بتوبه بنده از گمراهى كه راه بيابد و تشنهء كه به آب رسد و نازايندهء كه فرزند آرد از على بن عيسى نقلست كه ميان التوبة لى اللَّه و التوبة من القبيح فرق است زيرا كه التوبة الى اللَّه مقتضى طلب ثواب اوست و التوبة من القبيح به جهت قبح آنست قطع نظر از آنكه به آن طلب ثواب باشد يا نه بنا بر اين معنى آنست كه هر كه عزم كند بر توبه از معاصى پس سزاوار آنست كه متوجه سازد آن توبه را بخداى يعنى قصد كند به آن طلب ثواب خدا و رضاى او را چه رجوع بجزاى حضرت او است پس مكافى و مجازى عمل او خواهد بود و اين آيه تعميم بعد از تخصيص است چه آيه اولى توبه است از ذنوب ثلثه و اين مطلق است و نيز در صفت عباد الرحمن ميفرمايد كه * ( وَالَّذِينَ ) * و بندگان بر گزيده حق آنانند كه * ( لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ ) * حاضر نشوند بمحاضر اهل كذب و مشاهد باطل و يا گواهى ندهند بامر باطل و ناروا يعنى اقامة شهادة كاذبه نكنند و يا بمجلس شرك نروند و از زجاج منقولست كه زور در لغت بمعنى كذبست و هيچ كذب افحش از شرك نيست و يا حاضر نگردند به عيدگاه مشركان و يهود و نصارى و يا ببازيگاه ايشان و يا بصحبت مبتدعان و فاسقان و يا بمجلس غنا و مزامير و اين قول مأثور است از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) و يا مطلق مجالس باطل اعم از آنكه مجالس غنا باشد يا فحش و يا